كسانى كه گفتار و قول ناشناخته و مجهولى را مىشنوند كه شناساندن و تعريف آن ممكن نيست و آن قول ولايت است .
و اين وجه بر حسب لفظ بعيد است .
و ممكن است لفظ ( لام ) براى عهد باشد ، منظور از قول معهود على عليه السّلام و ولايت او باشد ، چون اقوال و الفاظ دلالتكنندهى بر معانى هستند منظور از آنكه و از حسن بر حسب معانى و مدلولات است ، زيرا دلالتكنندهى بر چيزى از جهت الفاظ و از آن جهت كه دلالت بر معنا مىكند محكوم به واقع نمىشود چنانچه اسم از آن جهت كه اسم است محكوم عليه و محكوم به قرار نمىگيرد .
بنابراين مقصود از حسن اقوال نمىتواند حسن بر حسب الفاظ باشد ، بلكه مقصود حسن بر حسب معانى و مدلولات است .
مقصود از پيروى از قول احسن پيروى از اوامر و نواهى است به سبب اتّصال اوامر و نواهى و پند گرفتن از مواعظ و نصايح و عبرت گرفتن از حكايات و امثال او است اگر مقصود از قول استغراق باشد .
و چون براى هر كس ممكن نيست تا مطلقا از بهترين پيروى كند پس بايد مقصود از احسن و بهترين نسبى باشد ، چه مثلا در كتاب و سنّت در برابر رفتار نامناسب كسى به ترتيب امر به قصاص از مسىء و بدكار ، امر به فرو بردن خشم ، گذشت و كينه نگرفتن بر بدكار و احسان به او است و اين چهار امر است كه در فضيلت
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٤٠