بازگشت و رجوع به سوى خدا جز به سير در جهت قلب نيست ، راه قلب دانسته نمىشود و گشوده نمىگردد مگر با ولايت كه همان بيعت به دست ولىّ امر است .
و اصل در آن علىّ عليه السّلام است .
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
آوردن اسم ظاهر ( عباد ) به جاى ضمير جهت بزرگداشت بندگان خداست ، بدين گونه كه آنها را به خودش اضافه مىكند و ترغيب و توصيف به وصف مدحى مىنمايد تا آنان را به آن وصف و اهتمام به عبوديّت تشويق كند .
بيان پيروى كردن و اتباع از بهترين قول و تحقيق آن بدان كه قول اطلاق مىشود بر اقوال لفظى و اقوال نفسى و بر كلمات وجودى كه نسبت به خداى تعالى مانند اقوال نفسى نسبت به ماست .
و لام در لفظ قول ممكن است براى جنس باشد و چون استماع و گوش فرادادن جنس جز در ضمن افراد نمىشود پس مقصود از جنس يا استغراق افراد به صورت عموم بدلى است ، ليكن بايد به چيزى مقيّد شود كه آن را از محال بودن خارج سازد .
معنا و تقدير آيه چنين مىشود : كسانى كه جميع اقوالى را كه شنيدن آنها بر آنان اتّفاق مىافتد و ممكن مىگردد و مىشنود و بهترين آنها را پيروى مىكنند .
يا كسانى كه مىشنوند هر قولى را كه شنيدن آن بر آنها محقّق مىشود و اين معناى به قرينه حال و تقدّم لفظ استماع حاصل مىشود ، يا مقصود از قول فرد مجهول و ناشناخته از قول است كه معناى و تقدير آن چنين مىشود :