مرتّب و پشت سر هم قرار گرفتهاند در حالى كه نفس انسان به قصاص امر مىكند و زيادتر از بدى بدكار را مىطلبد و بعضى از مردم نمىتوانند كظم غيظ كنند اگر آنها امر به كظم غيظ و فرو بردن خشم خود شود امر به محال مىشود .
پس احسن و بهترين در حقّ چنين مردمى قصاص كردن و از آن تجاوز نكردن و فراتر نرفتن است پس اگر شنوندهاى آن اقوال و گفتارهاى پنجگانه را بشنود و بين حقّ و باطل و خوب و خوبترين آنها نسبت به خودش تميز بدهد و از آنچه نسبت به او بهترين است پيروى نمايد از كسانى مىشود كه گفتار را مىشنود و از بهترين آنها پيروى مىكند اعمّ از آنكه بهترين نسبت به او قصاص باشد يا فرو بردن خشم يا گذشت و يا احسان به مسىء و بدكننده باشد .
و ممكن است مقصود پيروى از بهترين اقوال بر حسب حكايت آن باشد ، چه حكايت به لفظ بهتر از حكايت به معناست .
و حكايت به معنا به خوبى كه تمام معانى آورده مىشود بهتر از حكايت به بعضى از معانى است .
چنانچه از امام صادق عليه السّلام در اين مورد وارد شده : او كسى است كه حديث را مىشنود و همانطور كه شنيده حديث مىكند ، نه در آن چيزى زياد مىكند و نه چيزى از آن كم مىكند .
و اين معنا يكى از وجوه آيه است ، ممكن است مقصود از پيروى از احسن اقوال پيروى از بهترين جهات آنها باشد ، چه هر قولى را كه سامع مىشنود داراى جهتى است كه نفسش را تقويت
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٣٤١