رضا و هدايت و توفيق و غير آنها گفته مىشود .
و انحراف تكوينى موجودات از راه مستقيم كه فطرا آن راه را مىروند تا به كمالات ثانوى برسند .
و انحراف مكلّفين از راه مستقيم تكليف خودشان جز با اراده و خود است خداى تعالى نمىشود ، ليكن اين انحراف ناشى از نقص مادّه و حدود وجود آن موجود است ، پس نسبت انحراف به خودش سزاوارتر از نسبت آن به خالقش مىباشد و اين انحراف اگر چه مورد ارادهى خداست ولى مورد رضايت او نيست چون اراده بر حسب رحمت رحمانى ، رضا بر حسب رحمت رحيمى است ، انحراف مبغوض و مورد خشم خدا است ، صاحب انحراف خوار و گمراه ، قابل ولايت تكوينى و تكليفى نيست .
وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ
چون شكر از كمالات ثانوى تكليفى است ، كفر بر خلاف آن تغير شده است ، يعنى خلاف ولايت و خلاف امام در حالى كه شكر به ولايت و معرفت تفسير شده است .
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
و هيچ كس بار ديگرى را نكشد ، اين آيه ردّ بر كسانى است با زبان قال چنانچه تعالى حكايت كرده يا به آن حال چنانچه شأن منافقين امّت و شأن كسانى است كه بدون اذن و اجازه ادّعاى رياست در دين داشته و مىگفتند : از راه ما پيروى كنيد و ما خطاياى شما را متحمّل مىشويم .
ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
كنايه از اين است كه خداوند آنان را طبق عملشان مجازات مىكند ، چه