براى اشاره به پشت سر هم بودن شب و روز و تكرار اين مطلب در مورد شب و روز لفظ مضارع آورد و فرمود و روز را بر شب مىپيچاند و مىپوشاند ولى در مورد تسخير آفتاب و ماه لفظ ماضى آورد ، يعنى از پيش خورشيد و ماه را فرمانبر قرار داد ( كه تقدم وجود خورشيد و ماه بر حركت وضعى و انتقالى و وجود شب و روز است ) .
كُلٌّ يَجْرِي
هر يك به طور استمرار بر مدار خود در وقت معيّن گردش مىكنند .
أَلا هُوَ الْعَزِيزُ
خداوندى كه هيچ مانعى از تحقّق مر او او منع نمىكند ، چيزى از اين تكرار و گردش و از اين تسخير و تسلّط نمىتواند منع كند .
« الغفّار » آمرزندهاى كه بندگانش را بر حالتى كه بر آن هستند از نيازخواهى و نسبت فرزند به خدا او ساير گناهان مؤاخذه نمىكند تا شايد توبه كنند كه در اين صورت خداوند آنها را مىبخشد .
خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
در سورهى نساء درباره اين آيه شرحى بيان شد .
ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها
آوردن لفظ « ثمّ » جهت اشاره به تعقيب و ترتيب در اخبار است ، چه خلق كردن جماعت بسيار از يك نفس امر غريب و شگفتى نيست ، خلق همسر و جفت از آن نفس كه در ميان جماعت بسيار با آن نفس واحد شريك باشد امر غريب