لَهُ الْمُلْكُ
يعنى همه مملوكها و هر چيزى جز خدا مملوك او است ، يا مقصود عالم ملك است در مقابل علم ملكوت .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ
چون در پند و موعظهى و منصرف ساختن آنها از معبودهاى باطل مبالغه نمود اين توهّم پيش آمد كه خداى تعالى چون احتياج به آنها دارد و آنان را از معبودهاى باطل باز مىدارد ، لذا اين توهّم را بدين گونه از بين برد كه اهتمام خداى تعالى به توجّه شما به سوى خدا جز محض رحمت و تفضّل بر شما نيست ، نه آنكه خداى تعالى به شما احتياج داشته باشد .
وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ
كه خدا به كفر بندگانش راضى نيست .
تحقيق اين مطلب كفر به سبب اراده خدا است ، خداوند به آن راضى نيست و به ايمان راضى است :
در ضمن مطالب گذشته گفتيم كه رحمت رحمانى كه وجود و بقاى اشيا به سبب آن مىباشد بهمنزله مادّه رحمت رحيمى و غضب و رضا و سخط و هدايت و اضلال است و كمالت اوّلى ذاتى همهى مكوّنات بهوسيله رحمت رحمانى حاصل مىشود ، كمالات ثانوى كه در صورت عدم وجود مانع به موجودات مىرسد به وسيلهى رحمت رحيمى حاصل مىگردد كه به آن ولايت تكوينى و رضاى تكوينى گفته مىشود ، رسيدن صاحبان عقول به كمالات ثانوى تكوينى به سبب رحيمى است ، كه به آن ولايت تكليفى و