شما بر حال او مطّلع هستيد تا به من خبر دهيد .
فَاطَّلَعَ
گوينده خود مطّلع شد و دوستش را در وسط جهنّم ديد .
فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ
يعنى وسط جهنّم .
قالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدْتَ لَتُرْدِينِ
آنگاه مؤمن به دوست جهنّمى خود گويد : به خدا قسم نزديك بود مرا نيز گمراه گردانى .
وَ لَوْ لا نِعْمَةُ رَبِّي
اگر ولايت امر ولىّ من كه آن نعمت حقيقى است نبود ، يا انعام پروردگار من به ولايت نبود .
لَكُنْتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ
من هم با تو در عذاب حاضر بودم .
أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتِينَ
حالا ببين ما مرده نيستيم ؟ به دوست جهنّمىاش مىگويد آيا ما مرده نيستيم ؟ او را استهزا مىكند و گفته او را به خودش برمىگرداند و مىخواهد آنچه را كه در دنيا مىگفت آن را انكار نمايد .
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولى
تو بعد از مرگ اوّل مرگهاى متعدّدى ديدى در حالى كه مىگفتى جز يك مرگ يعنى مرگ از حيات دنيا بيشتر نداريم .
و در اوّل سوره بقره در تفسير قول خداى تعالى :
« كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ »
تفصيل مرگها و زنده شدنها گذشت .
وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ إِنَّ هذا
اين مقامى كه براى مؤمن گوينده است ، يا اين نعمتها ، يا اين احتجاج و محاجّه و لذّت بردن از غلبه و پيروزى رستگارى بزرگى است .
لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ
اين كلام از مؤمن گوينده يا از جانب خداست .
أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا
اشاره به مشاراليه اوّل است و آوردن