در نهايت آخرين درجه زشتى شكوفه آن درخت مانند سرهاى شياطين است ، چه همانطور كه آخرين درجه زيبايى از انسان به ملايكه و حور تشبيه مىشود آخرين درجه قبح و زشتى به شياطين و ديوها تشبيه مىشود .
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها
از نهايت و شدّت گرسنگى و شدّت احتياج به خوراك از آن درخت زقّوم مىخورند .
فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً
پس از خوردن درخت زقّوم ، شراب و آب گنديده و متعفّنى يا آب چركينى مىخورند كه :
مِنْ حَمِيمٍ
از آب سوزان جهنّم به آن مخلوط شده است كه امعاء و احشاء آنها را مىبرد .
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ
سپس براى تكميل عذاب و تشديد آن دوباره به جهنّم برمىگردند ، زيرا زقّوم و اين شراب غذاى آنانست كه در اوّل ورودشان براى آنها آماده مىشود .
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ
اين جمله در موضع تعليل است ، يعنى آنها پدرانشان را بر غير راهى يافتهاند كه به بهشت مىرساند ، با اين حال از آنها پيروى كردند ، بدينوسيله مستحقّ اين عذاب شدند .
فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ
با شتاب از پدرانشان پيروى مىكنند ، در حالى كه مىدانند آنها گمراهند و آوردن لفظ « يهرعون » از « إهراع » به صورت مجهول دلالت بر اين مىكند كه آنها وادار به شتاب و اضطراب شدهاند براى اشاره به اين است كه آنها در اين تقليد ثابت نبودند و اختيار نداشتهاند ، گويى كه نفسهايشان اختيار را