تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
اسم اشاره دور جهت تمجيد و بزرگداشت آن است .
أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ
لفظ « زقّوم » مانند « تنور » درختى است در جهنّم و گياهى است در صحرا كه به شكل ياسمن است و داراى زهر است و طعام اهل جهنّم مىباشد ، درختى است در اريحاء و ميوه‌اى مانند خرما دارد كه شيرين و گس ، هسته او داراى روغنى است كه منافع زيادى در علاج امراض بلغمى و بادهاى سرد دارد و گفته مىشود كه اصل آن هليله كابلى است كه بنى اميّه آن را نقل داده و در اريحا كاشته‌اند و به مرور زمان و طولانى بودن آن زمين اريحا ، آن را از طبيعت هليله تغيير داده است . و در « زقم » بر وزن « لقم » و « تزقّم » بر وزن « تلقّم » است ، اين‌چنين در قاموس آمده است .
إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ
روايت شده وقتى قريش اين آيه را شنيد گفت : ما اين درخت را نمىشناسيم ، ابن الزبعرى گفته : زقّوم در زبان بربر خرما و كره است و در روايتى زبان يمن آمده است . پس ابو جهل به كنيزش گفت : اى كنيز بما زقّوم بده ، پس كنيز خرما و كره آورد ، سپس به يارانش گفت : بخوريد از اين زقّوم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله شما را از آن مىترساند و گمان مىكند آتش درخت مىروياند ، آتش درخت مىسوزاند ، پس خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود :
إِنَّا جَعَلْناها فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ
. « 1 »
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ
هامش
( 1 ) تفسير صافى : ج 4 ، ص 270 ، مجمع البيان : ج 7 و 8 ، ص 445 ، نور الثقلين : ج 4 ، ص 404 ، ح 32 .