نمىنگرند كه از آنها فراتر نمىروند ، مانند بعضى ( از همسران دنيا ) .
عِينٌ
لفظ « عين » جمع « عيناء » مؤنّث « أعين » و « عين » مانند « فرح » يعنى سياهى چشمش بزرگ است ، به شدّت سياهى چشم در شدّت سفيدى آن تفسير شده است .
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ
گويى آن چشمان در سفيدى و لطافت بيضهى مكنونند ( مرواريد غلطانند ) .
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
در آنجا مؤمنين بعضى روى به بعضى كرده و صحبت مىكنند ، مطلب را با فعل ماضى ادا كرد تا اشاره به تحقّق وقوع آن باشد ، يا براى اينكه نسبت به محمّد صلّى اللّه عليه و آله واقع شده است .
يَتَساءَلُونَ
هر يك با ديگرى سخن مىگويد ، يا هر يك با ديگرى سؤال و جواب مىكند .
قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ
اين جمله بدل از « أقبل بعضهم » يا از « يتساءلون » است ، يا مستأنف و جواب سؤال مقدّر مىباشد .
إِنِّي كانَ لِي قَرِينٌ يَقُولُ أَ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُصَدِّقِينَ أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَدِينُونَ قالَ هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ
گوينده به دوستان و همنشينانش مىگويد : آيا شما اهل جهنّم و آتش را مىبينيد ؟
از اشراف و ديدن اهل جهنّم سؤال كرد تا بر حال دوستان خودش مطّلع گردد ، يا خداى تعالى فرمود : آيا شما مشرف بر اهل آتش هستيد ؟ يعنى مشرف هستند ، يا كسى كه مىگفت : « انّي كان لى قرين يقول » به دوستان خود در آنجا به روش سؤال مىگويد : آيا