تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ
نه خورشيد را باشد كه به ماه برسد چون افلاك آن دو متباين ، مجارى آن دو مختلف است ، سير ماه سريع و سير خورشيد كند است ، يا معناى آيه اين است كه خورشيد را نه شايد كه بر روى ماه بيايد و نگذارد نور ماه ظاهر شود ، چنانچه خورشيدهاى ارواح نبايد بر روى ماه‌هاى نفوس و مثال بيايند و موجب فنا و نابودى آنها شوند .
وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ
و نه شب مىتواند بر روز سبقت گيرد و فايق آيد به نحوى كه نگذارد روز ظاهر گردد ، يا معناى آيه اين است : نشانه شب كه عبارت از ماه است نبايد نشانه روز را كه خورشيد است درك كند ، يا معناى آن اين است كه وجود شب قبل از وجود روز نيست . از اشعث بن حاتم روايت شده ، گفت : من در خراسان بودم آن وقت كه امام رضا عليه السّلام و فضل بن سهل ، مأمون در مرو اجتماع كردند ، پس سفره غذا آماده شد . مأمون گفت : مردى از بنى اسرائيل در مدينه سؤال كرده كه آيا روز اوّل خلق شده يا شب ؟ نظر شما چيست ؟ راوى گفت : سخنانشان در همين موضوع دور مىزد ولى در اين مورد چيزى نداشتند بگويند . فضل به امام رضا عليه السّلام عرض كرد : خدا تو را اصلاح كند دراين‌باره به ما خبر بده . امام فرمود : بلى ، از قرآن بگويم يا از حساب ؟ فضل گفت : از جهت حساب بگو . پس امام فرمود : اى فضل مىدانى كه طلوع و ظهور دنيا در