وقوع استخراج مىكنند و تخلّفى در استخراج آنها واقع نمىشود .
يا معناى آيه اين است كه جريان و حركت هر يك از خورشيد و ماه نزد خدا مدّت معينى دارد و آن هنگام خراب شدن و نابودى دنيا و در هم پيچيدن آسمان است مانند در هم پيچيدن طومار نامهها .
وَ أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ
و خداوند به آنچه كه شما عمل مىكنيد آگاه است و اين نيست جز بدان جهت كه خداوند را شأنى از شأن ديگر ، صفى از وصف ديگر و علمى از علم ديگر باز نمىدارد .
ذلِكَ
اين علم به هر چيز ، داخل كردن شب در روز ، روز در شب و تسخير ستارگان همه بدان جهت است كه :
بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ
خداوند حقّ است و او حقيقت حقّ است و حق بودن با حقيقت حقّ همانطور كه مقتضاى وجوب ذاتى است مقتضى احاطه به جميع اشيا و علم به همه به طور يكسان است ، هيچ شأنى از شأن ديگر و علمى از علم ديگر او را منع نمىكند .
وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ
و آنچه را كه آنها جز خدا مىخوانند از شركا ، مانند بتها و ستارگان و غير آنها ، يا مانند شركاى على عليه السّلام در ولايت باطل است .
الْباطِلُ
چه اگر شايبهى حقّ بودن در آنها بود مزاحم خداى تعالى در شئون و علومش مىشد ، يا مقصود اشاره به جدال بدون علم است . . . تا قول خدا :
أَنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّ ما يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الْباطِلُ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ
خداوند علىّ و اكبر است ، يعنى بلند مرتبه و بزرگ است .
و علوّ خداوند مانند علوّ نفس است نسبت به قوا و اعضايش ،