صفات سلبى و نقايص تصوّر شود كه نبايد به آن متّصف شود متّصف به آن نيست ، پس جهت احتياجى براى او تصوّر نيست .
وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ
جمله حاليّه يا معطوفه است جهت تأكيد اين معنا .
مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ
بيان اين آيه در آخر سوره كهف گذشت و ديگر آن را تكرار نمىكنيم .
إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ
اين جمله در مقام تعليل است ، يعنى خداوند عزيز است ، عزّت او مانع از آن است كه مقاماتش به شماره درآيد ، يا كلماتش را همهى مراتب اعداد ، همه مايعاتى كه مىتوانند مركّب شوند و همه نباتاتى كه مىتوانند قلم شوند تمام كنند ، چه اگر چيزى بر مقامات يا كلمات او غالب آيد متناهى مىشود و هر چه كه متناهى باشد فانى است و غير غالب .
حَكِيمٌ
خداوند حكيم است و اين كلمات غير متناهى را خارج نمىسازد مگر به مقدار استعداد موادّ و استحقاق اعيان ثابت آنها .
ما خَلْقُكُمْ
جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : اگر كلمات الهى بىنهايت است پس خداوند چگونه آنها را در يك روز محاسبه مىكند ؟ پس فرمود : آفرينش و برانگيختى شما جز مانند آفرينش و برانگيختگى يك نفس نيست .
وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ
يا ( كخلق نفس واحدة و بثها ) مانند آفرينش يك تن و برانگيختن او .
بعضى گفتهاند : به ما چنين رسيده است و الله اعلم كه مشركين گفتند : اى محمّد صلى اللّه عليه و آله ما با حالتهاى مختلف آفريده شديم ، نطفه بوديم ،