حركت مىكند كه او بين بيم و اميد و صبر و شكر است . « 1 »
وَ إِذا غَشِيَهُمْ مَوْجٌ
وقتى موجى از دريا آنها را پوشانيد .
كَالظُّلَلِ
موج آنقدر بلند باشد كه بالاى سر آنها را بپوشاند .
دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ
در آن هنگام خدا را فرا مىخوانند ، لفظ
الدِّينَ
يعنى راه دعا ، يا طاعت ، يا مطلق راه .
و مكرّر اين مطلب در گذشته گفته شده : وقتى مانع فطرت مثل خيال و حيلهها و چارههاى آن از بين برود انسانيّت براى پروردگارش خالص مىشود ، راه خدا از راههاى شيطانى خالص و جدا مىشود .
فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ
وقتى خداوند آنها را به خشكى رسانيد و نجات داد بعضى از آنان بر خلوصشان باقى مىمانند و بعضى به خيال و حيله خود برمىگردند و آيات پروردگارشان را انكار مىكنند .
وَ ما يَجْحَدُ
بِآياتِنا إِلَّا كُلُّ خَتَّارٍ
غدّار و حيلهگر ، چه
خَتَّارٍ
از ( ختر ) به معناى غدر يا بدتر از غدر و حيله و فريب است .
كَفُورٍ
كسى كه راه به معناى ولايت را زياد مىپوشاند و آن راه قلب به سوى خداست ، يا مقصود كفران نعمت است .
آيات 34 - 32
[ سوره لقمان ( 31 ) : آيات 33 تا 34 ]
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
هامش
( 1 ) . صافى : ج 4 ، ص 151 ، با قدرى تفاوت .