مىگفت و حكمت را در ميان آنان نشر مىكرد .
وقتى حكم به خلافت او داده شد و او قبول نكرد خداوند به ملائكه دستور داد داود عليه السّلام را ندا كنند و خلافت را به او بدهند ، او قبول كرد ، شرطى همانند لقمان نكرد .
پس خداى تعالى خلافت زمين را به او داد و در مورد خلافت چند مرتبه او را امتحان كرد ، در هر مورد خطا كرد و توبه او را خداوند قبول مىكرد و او را مىبخشيد .
و لقمان زيارت داود عليه السّلام را زياد مىكرد و او را با پندها و حكمت و زيادى علمش پند مىداد و داود به او مىگفت : گوارا باد تو را اى لقمان كه به تو حكمت داده شده و گرفتارى و بلا از تو برداشته شده است ولى به داود خلافت داده شده و به حكم و آزمايش و فتنه گرفتار شده است . « 1 » و چون حكمت جز با شناخت امام زمان حاصل نمىشود امام صادق عليه السّلام آن را به شناخت امام زمانش تفسير نموده است « 2 » .
و چون حكمت بر حسب جزء عملىاش جز با فهم و عقل حاصل نمىشود امام كاظم عليه السّلام آن را به فهم و عقل تفسير كرد . « 3 » از حكمتهاى لقمان و وصيّتهايش به فرزندش و غيرش در كتابهاى مفصّل ذكر شده هر كس بخواهد به آنها رجوع كند .
وَ إِذْ قالَ
عطف بر قول خداى تعالى
لَقَدْ آتَيْنا
است ، زيرا در
هامش
( 1 ) . تفسير قمى : ج 2 ، ص 161 - 163 . تفسير برهان : ج 3 ، ص 30 - 271 .
( 2 ) . صافى : ج 4 ، ص 141 . قمى : ج 2 ، ص 161 .
( 3 ) . صافى : ج 4 ، ص 141 . كافى : ج 1 ، ص 16 ، ح 12 .