چون هر چه از زمان حمل فرزند بگذرد وهن و سستى ديگرى بر مادر اضافه مىشود .
وَ فِصالُهُ فِي عامَيْنِ
و از شير باز گرفتن او اغلب با گذشت دو سال صورت مىگيرد كه شايسته است شير خوردن از دو سال تجاوز نكند .
و هر دو جمله معترضه ، جواب سؤال مقدّر و در مقام تعليل است ، چنانچه مجموع قول خداى تعالى :
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ
تا قول خدا :
يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ
. . . تا آخر معترضه است ، براى اشعار به اهتمام به امر پدر و مادر آورده شده ، مثل اهتمام به امر توحيد ، چنانچه در سوره مذكور گذشت كه خداى تعالى جهت كمال اهتمام به امر پدر و مادر آن دو را به توحيد خود و به نهى از شرك آوردن در چند مورد مقرون ساخت .
أَنِ اشْكُرْ لِي
لفظ
أَنِ
تفسيريّه يا مصدريّه ، با ما بعدش بدل اشتمال از ( والدين ) است .
وَ لِوالِدَيْكَ
جهت كمال اهتمام به پدر و مادر شكر پدر و مادر را مقرون به شكر خودش نمود .
إِلَيَّ الْمَصِيرُ
اين جمله در مقام تعليل است ، نفرمود : [ بر من شكر كن ، بر پدر و مادرت نيز شكرگزار باش ] تا توهّم نشود كه شكر پدر و مادر چيزى مغاير با شكر خداست ، بلكه شكر خدا جز شكر پدر و مادر نيست .
چنانچه از امام رضا عليه السّلام آمده است : كه فرمود : خداوند امر كرد به سپاسگزارى بر او و بر پدر و مادر ، پس كسى كه بر پدر و مادرش