تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
نعمت دادن منعم در نعمت ، ملاحظه حقّ منعم در انعام ، كه مستلزم تعظيم منعم و صرف نعمت است در جايى كه به خاطر آن خلق شده است . و اين ملاحظه جز دقّت نظر نيست ، آن تعظيم و صرف نعمت جز اتقان صنع قلبى و بدنى نيست . در نسبت لقمان ذكر شده است كه او فرزند باعورا از اولاد فرزند خواهر ايّوب يا خاله او بوده ، زنده ماند تا داود عليه السّلام را درك كرد .
أَنِ اشْكُرْ لِلَّهِ
به ملاحظه‌ى حقّ و عظمت خدا در هر چيزى كه در وجود و بقاى تو دخالت دارند شكر خدا به جاى آر ، آن هر موجودى است در عالم كبير از محسوسات و غير مشهودات و در عالم صغير هر چيزى كه در وجود يا در كمال وجود تو دخالت داشته باشد . و لفظ
أَنِ
تفسيريّه و تفسير حكمت است ، چه لفظ
أَنِ
همان‌طور كه مجمل محذوف را تفسير مىكند همچنين مجمل مذكور را نيز تفسير مىكند . يا
أَنِ
مصدريّه به تقدير لام ، يا
أَنِ
با ما بعدش بدل از
الْحِكْمَةَ
است .
وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ
جمله حاليّه ، يا معطوف بر جمله‌ى
لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ
. . . تا آخر . يا معطوف بر
الْحِكْمَةَ
يا بر
أَنِ اشْكُرْ
مىباشد بنابراين كه لفظ
أَنِ
مصدريّه و بدل باشد و بنابراين كه جمله عطف بر
الْحِكْمَةَ
يا
أَنِ اشْكُرْ
باشد بايد قبل از آن دو مضاف در تقدير گرفته شود تا مفرد باشد و تقدير آن چنين است : أن اشكر لله و مضمون
مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ
يا عطف بر
اشْكُرْ
اعمّ از آنكه
أَنِ
تفسيريّه باشد يا مصدريّه و ليكن