تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
درحالىكه پندش مىداد گفت : فرزندم به خداوند شرك مياور چرا كه شرك ستم بزرگى است . و انسان را در حقّ پدر و مادرش سفارش كرديم كه مادرش او را با ضعف روز افزون آبستن بوده است ، از شير گرفتن او دو سال به طول انجاميده كه براى من و پدر و مادرت سپاس بگزار كه سير و سر انجام به سوى من است . و اگر تو را وادارند تا چيزى را كه بدان علم ندارى شريك من گردانى ، از آنان فرمان مبر ، و با آنان در دنيا به نيكى همنشينى كن ، و به راه كسى برو كه به سوى من بازگشته است ، سپس بازگشت شما به سوى من است ، آنگاه از نتيجه كار و كردارتان آگاهتان مىسازم . فرزندم بدان كه اگر عملى هم سنگ دانه خردلى باشد و آنگاه در دل تخته سنگى يا در دل آسمانها يا در زمين نهفته باشد خداوند آن را به ميان مىآورد چرا كه خداوند باريك بين آگاه است .

تفسير

وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ
اين جمله عطف بر جمله
خَلَقَ السَّماواتِ
است ، چون وقتى خداى تعالى اصول نعمتها را كه بر بندگانش داده است شمردن شكر نعمتهايش را ذكر نمود ، شكر نمود ، شكر نعمت را حكمت حساب كرد . چه حكمت عبارت است از دقّت نظر در قوّه علّامه و نظرى ، اتقان صنع در قوّه عمّاله و عملى ، شكر نعمت جز ناشى از دقّت نظر و اتقان صنع قلبى و بدنى نيست . زيرا شكر چنانچه در سوره‌ى بقره در تفسير خداى تعالى :
فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي
گذشت عبارت است از ملاحظه