و لفظ
لَمْ يَتَفَكَّرُوا
نسبت به اين جمله معلّق از علم است ، كه
لَمْ يَتَفَكَّرُوا
به معناى ( لم يعلموا ) است .
وَ أَجَلٍ مُسَمًّى
خداوند آسمانها و زمين و ما بين آن دو را براى مدّت محدود و معيّنى آفريده است ، بيشتر مردم اگر چه با تفكّر و انديشه علم به فانى شدن و از بين رفتن آسمانهاى طبع و زمين طبع در عالم كبير پيدا نمىكنند ، ولى علم به فناى آن دو در عالم صغير پيدا مىكنند و مىفهمند كه آن دو بر حسب اسباب طبيعى و عمر طبيعى اجل و مدّت معيّنى دارند و نيز بر حسب پيشامدها و موانع از رسيدن به اجل طبيعى اجل معلّق نيز دارند .
وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ لَكافِرُونَ
و بيشتر مردم به ملاقات پروردگارشان كافر هستند ، لذا كارهاى بد و زشت مرتكب مىشوند و آنگاه كه مؤمنين به فكر بيفتند كه اعمال اين عدّه كثير ناشى از كفرشان به لقاى پروردگار است از مثل اعمال آنها اجتناب مىكنند .
و اين جمله عطف بر جملهى
ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ
است ، يا لفظ
لَمْ يَتَفَكَّرُوا
نسبت به اين جمله معلّق از عمل است مثل معطوف عليه .
أَ
آيا از وطنهاى صورى خود و از خانههاى نفوس خويش خارج نمىشوند .
وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ
و در زمين طبيعى و در زمين وجودشان و زمين قرآن سير نمىكنند و سير اعم از سير خوب و غير خوب مىباشد .
فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
پس به