و نظر نكردن و توجّه نداشتن به آن امور جز از روى غفلت نيست ، نه آنكه ناشى از جهل باشد .
در فصل اوّل و دوّم و سوّم در اوّل كتاب و در ضمن قول خداى تعالى :
لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ
از سورهى بقره تحقيق و تفصيل علم و فرق بين آن و بين جهل مشابه با علم گذشت ، هر كس بخواهد به آنجا رجوع كند .
أَ
آيا به مدارك باطنىشان برنمىگردند ؟
وَ لَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ
در حقّ نفسهاى خودشان فكر نكردهاند ، تا بيابند كه در نفس خويش آسمان و زمين است ، يعنى روح و جسد است و حيات جسد كه حيات دنياست جز با حيات روحى ممكن نيست كه حيات روحى همان حيات اخرويست ، در اين امور فكر نمىكنند تا به آخرت علم پيدا كنند و از آن غافل نباشند .
يا معناى آيه اين است كه پيش خودشان فكر و انديشه نمىكنند تا بدانند .
ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ
خداوند سماوات و آسمانهاى ارواح را .
وَ الْأَرْضَ
و زمين اشباح را .
وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ
و ما بين آن دو را جز به حقّ نيافريده ، حقّى كه حقيقت حيات دنيا و آخرت است ، تا بدانند كه در دگرگونيها و از بين رفتنها و فانى شدنها كه از جملهى آنها دنيا است حقّى باقى و ثابت است كه از آن غفلت نكنند و رسيدن به آن را كه جهت آخرت است طلب نمايند .