يا امر ظاهرى را مىدانند و آن عبارت از آثارى است كه از حيات دنيا ناشى مىشود ، از قبيل مقتضيّات زندگى دنيوى و ملايمات و ناسازگارىهاى آن ، يا امرى را مىدانند كه آن جزيى از حيات دنياست و در اخبار علم نجوم از جمله اين بعض از لوازم زندگى شمرده شده و چه خوب گفته شده :
مرغ جانش موش شد سوراخ جو * چون شنيد از گربكان او عرجوا
زان سبب جانش وطن ديد و قرار * اندر اين سوراخ دنيا موشوار
هم در اين سوراخ بنّايى گرفت * در خور سوراخ دانائى گرفت
پيشههايى كه مر او را در مزيد * اندر اين سوراخ كار آيد گزيد
زان كه دل بركند از بيرون شدن * بسته شد راه رهيدن از بدن
وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ
و آنان از آخرت كه باطن حيات دنيا و جهت غيب آن و بعضى از آن است غافل هستند .
هُمْ غافِلُونَ
آوردن ضمير فصل براى تأييد حكم و اشعار به حصر است و در استعمال غفلت ، نه جهل و امثال آن براى اشعار به اين است كه آخرت براى هر كسى معلوم است ، بلكه براى آنها در خواب هنگام رؤيا مشهود است ، مخصوصا هنگام رؤياهاى صادق ، بلكه در بيدارى هم مشهود است و آن به سبب آثارى است كه دلالت بر وجود حيات اخروى مىكند ، از قبيل تغييرات و دگرگونىها كه در عالم كبير و در عالم صغير اتّفاق مىافتد .