تأويل آيهى
الم غُلِبَتِ الرُّومُ
دربارهى آنانست ، معناى آن آيه اين است كه آنان بر ملك و خلافت غالب مىشوند ، طولى نمىكشد كه بنى العبّاس بر آنان غالب مىشوند « 1 » .
و اين تفسير مبنى بر اين است كه
غُلِبَتِ
به صورت معلوم و
سَيَغْلِبُونَ
به صورت مجهول خوانده شود .
بدان كه قرآن چنانچه در فصل يازدهم و دوازدهم و در اوّل كتاب گذشت بر حسب معانىاش داراى وجوهى است ، بر حسب الفاظ و قرائاتش داراى وجوهى است ، جائز است جميع وجوه قرآن مقصود باشد و جميع قرائات آن نازل شده باشد و بيشتر اوقات معانى و وجوه اختلاف پيدا مىكنند ، آنچنان اختلاف كاملى كه منجرّ به اراده دو ضدّ از لفظ بر حسب حقايق و مجازات و تعريضات و كنايههايش مىشود .
بنابراين تفسيرهاى مختلفى كه به اعتبار قرائتهاى سهگانه از ائمّه عليهم السّلام وارد شده صحيح مىگردد و صحيح مىشود تفسير روم به بنى اميّه بنا بر تشبيه ايشان به اهل روم در كثرت يا در اهتمام به دنيا و اعتبارات آن ، يا در گرفتن مذهب مجرّد عادت و ملّت ، يا در اختلاف مذاهب و كثرت آنها .
و همچنين صحيح مىشود تفسير آن به اهل مودّت و سلامت ، تفسير آن به ملك نفس و هواهاى متضادّ و متخالف آن ، طبق اين تفسير و تفسير اوّل وارد شده است : خوشحالى مؤمنين از يارى و
هامش
( 1 ) . صافى : ج 4 ، ص 127 ، كتاب الاستغاثة ، ص 87 و 88 .