لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آياتٌ مِنْ رَبِّهِ قُلْ
چرا آياتى از پروردگارش بر او نازل نمىشود ؟ و تو از مقام ولوى خويش تنزّل كن و بر حسب مقام بشرى اظهار عجز نما و بگو :
إِنَّمَا الْآياتُ عِنْدَ اللَّهِ
آيات فقط نزد خداست و چيزى از آيات نزد من نيست تا آنچه پيشنهاد شماست بياورم .
وَ إِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ
من هشداردهنده ظاهر و روشن ، يا ظاهركنندهى هشدار دهى خود و صحّت آن هستم ، پيش از اين بيان شد كه رسول بايد داراى دو شأن باشد ، شأن هشدار دهى با رسالتش ، شأن مژده دهى با ولايتش ، ولى چون شأن رسالت در او غالب است گاهى با شأن رسالت تكلّم مىكرد و شئونش را در آن منحصر مىنمود ، چنانچه اينجا همهى شئونش را در هشدار دهى منحصر نمود كه آن شأن رسالت است ، نه ولايت .
أَ وَ لَمْ يَكْفِهِمْ
آيا براى كفّار كافى نيست كه تو يتيم بودى و با كسى رفت و آمدى نداشتى و از كسى ياد نگرفتى ؟ آيا در دلالت بر صدق تو همين كافى نيست ؟ كه آنان پيشنهاد آيت و نشانهى ديگر مىكنند ؟ !
أَنَّا
ما ، نه غير ما
أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ
بر تو احكام رسالت يا صورت قرآن را نازل كرديم ، با آن كه تو بىسواد بودى ، كتاب تو مشتمل بر دقايق حكمتها بود به نحوى كه عقلا و حكما از ادراك آن عاجز مىباشند ، در حالى كه اين قرآن
يُتْلى عَلَيْهِمْ
بر آنان خوانده مىشود ، از آنان مخفى نيست .
إِنَّ فِي ذلِكَ
در اين انزال ، يا در اين كتاب ، يا در آنچه كه