كه در اموال و انفس پيش مىآيد ، يا در حال احتضارشان به دست ملايكهها ، يا در آخرت در برزخها ، يا در قيامت .
بَغْتَةً
عذاب ناگهانى بدون آن كه از پيش علامتى داشته باشد ، يا بدون آن كه آنان علامات عذاب را احساس كنند ، چون آنان در لهو و لعب فرورفتهاند .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
آنان در هنگام عذاب احساس آمدن عذاب نمىكنند ، يا آنان الآن احساس نمىكنند كه بعدا عذاب بر آنان خواهد آمد و گرنه درخواست عذاب نمىكنند .
يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ
اين گفته را تكرار كرد تا اشعار به اين باشد كه اوّلى مربوط به عذاب دنيا بود و دوّمى مربوط به عذاب آخرت .
يا بدان جهت تكرار كرد كه اوّلى مقدّمه تهديد به آوردن عذاب است و دوّمى تهديد به احاطهى آن در زمان حال و ليكن آنان عذاب را احساس نمىكنند .
يا منظور از تكرار مبالغه در سفيه بودن آنانست كه چطور جرأت بر كارى مىكنند كه بايد از آن پرهيز كرده و بر حذر باشند ، اگر چه عذاب محتمل و غير يقينى هم باشد عاقل از آن مىپرهيزد .
وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ
آوردن اسم ظاهر به جاى ضمير اشعار به علّت حكم و اظهار كفر آنهاست كه به واسطه انفاق حاصل شده است .
يعنى آنان كافر هستند و هر كافرى در وسط جهنّم واقع است و معذّب به انواع عذاب جهنّم است ، اگر چه آن را احساس نكند و نفهمد ، پس آنان در عجله كردنشان به عذاب در حقيقت در عذاب