بود ، گرنه آنان به هر حال شك مىكردند .
و از بزرگترين نشانههاى صدق رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در ادّعايش اين بود كه او يتيم و فقير و چوپان بود ، نزد معلّمى نرفته بود و با علما مصاحبت و آميزش نداشت ، نوشتن ياد نگرفته بود و در بين نويسندگان زندگى نمىكرد .
با اين حال كتاب و شريعتى آورد كه در درك دقايق و نكات آن دو ( كتاب و شريعت ) حكما حيران شدند و از پژوهش و تحقيق علومى كه در آن دو مدرّج است علما عاجز گرديدند و از رسيدن به لطائف آن دو عرفا به تنگنا افتادند ، به زبردستى كتاب او در بلاغت سخنوران اعتراف كردند .
از مولا و مقتداى ما علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام نقل شده است :
او يعنى رسول خدا يتيم فقير چوپان و اجير بود ، كه نوشتن ياد نگرفته بود ، نزد معلّمى نرفته بود ، در عين حال قرآنى آورد تمام داستانهاى انبيا عليهم السّلام و اخبار آنان بدون كم و زياد در آن بود ، همچنين اخبار گذشتگان و آيندگان تا روز قيامت در آن موجود بود « 1 » .
بَلْ هُوَ
بلكه كتاب نبوّت يا كتاب ولايت ، چه قرآن صورت قرآن و شريعت است و اين جمله اضراب و استدراك از قول خداى تعالى است كه :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ
. . . تا آخر ، چون اين آيه دلالت بر بيشتر از ايمان تقليدى نمىكند ، در حالى كه آيهى فوق
هامش
( 1 ) . تفسير الصّافى ج 4 ص 119 و عيون اخبار الرّضا عليه السّلام ج 1 ص 136 .