تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
تدوينى بازت ندارند كه به آنها عمل نكرده ترك گويى .
وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ
پس با قول و گفتار مردم را به سوى پروردگارت بخوان و آيات را متذكّر باش و ياد آورد و با افعال ، اخلاق ، احوال و پروردگارت را بخوان يعنى به آيات عمل كن . يا معناى آيه اين است كه كافران تو را از تبليغ آيات خدا كه درباره‌ى على عليه السّلام نازل شده باز ندارند و به سوى على عليه السّلام مردم را دعوت كن .
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و از مشركين به ولايت على عليه السّلام مباش ( يعنى اى مردم شما نباشيد ) .
وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
و با خدا إله ديگرى از بت‌ها ، ستارگان و هواها نخوان ، يا با على عليه السّلام در ولايتش ولىّ ديگرى نخوان و اين جمله تأكيد قول خداى تعالى :
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
است .
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
تعليل دو نهى سابق است زيرا جز او خدايى نيست .
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ
تعليل قول خداى تعالى :
لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
است ، زيرا هر چيزى نابود شونده است .
إِلَّا وَجْهَهُ
جز وجه خدا يا وجه آن شىء ، اگر رجوع ضمير به خدا باشد جائز است كه مقصود وجه خدا باشد كه با آن توجّه به اشيا پيدا مىشود و جائز است مقصود وجه شيء باشد كه با آن توجّه به خدا مىشود ، يعنى هر چيزى هالك و فانى است جز وجه آن شيء كه با آن توجه به خدا حاصل مىشود ، پس اضافه‌ى وجه به خدا با كوچك‌ترين مناسبت است .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 223 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى