بدان كه وجه اسم آن چيزى است كه با آن توجّه حاصل مىشود و اختصاصى به صورت و وجه بدن انسان ندارد و بدان كه در هر چيزى لطيفهى غيبى الهى است كه آن مقوّم آن چيز است و نگهدارنده و مشخّصكنندهى آن و آن فاعليّت خداى تعالى و قضا و علم اوست .
و آن لطيفه است كه او را حفظ و تربيت مىكند ، او را به كمال مخصوص خود مىرساند اگر مانعى از آن منع نكند .
و در شعر فارسى به اين لطيفه اشاره كرده است آنجا كه گفته :
يكى ميل است با هر ذرّه رقّاص * كشاند ذرّه را تا مقصد خاص
دواند گلخنى را با به گلخن * رساند گلشنى را با بگلشن
گلشن راز و ديگرى نيز به همين معناى اشاره كرده است آنجا كه گفته :
گر ز چاهى عكس ماهى وانمود * سر بچه در كرد و آن را مىستود
در حقيقت مادح ماه است او * گرچه جهل او به عكس كرد رو
مدح او مه راست نى آن عكس را * كفر شد آن چون غلط شد ماجرا
مثنوى مولوى و اين لطيفه چيزى است كه به وسيلهى آن اشيا به غايات و كمالات مخصوص خودشان توجّه پيدا مىكنند و به وسيلهى آن