آوردن افعال مذكور براى اشاره به تحقّق و وقوع آن افعال است .
إِنَّ قارُونَ كانَ مِنْ قَوْمِ مُوسى
جمله مستأنفه و جواب سؤالى است از ما قبلش از جهت كنايه بودن آن ناشى شده است ، گويا كه گفته شده : آيا ايمان آنان به محمّد صلى اللّه عليه و آله پس از انكار على عليه السّلام فايدهاى به حال آنان دارد پس خداى تعالى فرمود سركشى و ظلم آنان نسبت به على عليه السّلام موجب از بين رفتن ايمانشان و آنچه كه در زمان ايمانشان عمل كردهاند مىباشد ، چون قارون هم از قوم موسى عليه السّلام بود .
فَبَغى عَلَيْهِمْ
قارون به موسى و قومش ظلم كرد و به سبب ظلمش زمين او را فروبرد و قوم موسى بودنش نفعى به حال او نداشت .
وَ آتَيْناهُ مِنَ الْكُنُوزِ ما إِنَّ مَفاتِحَهُ لَتَنُوأُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ
لفظ ( مفاتح ) جمع ( مفتح ) با كسره به معناى مفتاح و كليد است ، يا جمع ( مفتح ) مانند مخزن به معناى خزانه و گنج است يعنى ما به او بسى كنز ( گنج فارسى ) بخشيده بوديم .
كه حمل كليدهاى گنجها حتّى اشخاص نيرومند و قوى را خسته مىكرد ، ( ناء بالحمل ) بار را برداشت در حالى كه سنگين بود و ( ناء به الحمل ) بار بر او سنگين آمد .
بِالْعُصْبَةِ
با ضمّه از مردان و اسبان و پرندگان از ده تا چهل عدد است .
و بعضى گفتهاند : ده تا پانزده است و برخى آن را چهل مرد دانستهاند و بعضى بين سه تا ده گفتهاند .