عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها
وقتى وارد شهر شد كه اهل شهر غافل بودند ، بعضى گفتهاند : وقت قيلوله يا بين مغرب و عشاء بوده ، يا روز عيد بوده كه فرعونيان مشغول بازى خودشان بودهاند و علّت اين كه در حين غفلت اهل شهر وارد شهر شده آن است كه موسى عليه السّلام پس از آن كه بزرگ شد در موكب فرعون مسافرت مىكرد ، روزى جهت مسافرت آماده شد كه به او گفته شد فرعون سفر كرد و رفت ، پس او هم به دنبال فرعون رفت و چون وقت قيلوله فرا رسيد داخل شهر شد تا استراحت كند .
و بعضى گفتهاند : بنى اسرائيل نزد موسى عليه السّلام جمع مىشدند و سخنان او را مىشنيدند و اين مطلب معروف و مشهور گشت و او را ترسانيدند ، او داخل شهر نمىشد مگر آن كه اهل شهر غافل بودند .
و بعضى گفتهاند : وقتى كار موسى عليه السّلام مشهور شد فرعون دستور داد او را از شهر اخراج كنند .
فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ
پس دو مرد را ديد كه با هم نزاع و جنگ مىكردند .
هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى
يكى از پيروانش و يكى از دشمنانش ، پيرو موسى از او يارى خواست ، موسى عليه السّلام دشمن او را با مشت يا با عصايش زد چنانچه بعضى گفتهاند .
فَقَضى عَلَيْهِ
و او را كشت .