تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
پس رفت و مادرش را آورد ، وقتى مادر ، موسى را بغل كرد و پستانش را به دهن او گذاشت موسى شير خورد ، پس فرعون و خانواده‌اش خوشحال شدند و مادر موسى را گرامى داشتند . فرعون به مادر موسى گفت : او را براى ما تربيت كن كه ما در عوض چنين و چنان مىكنيم .
فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ لِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ
تا مادر موسى بداند كه وعده‌ى برگردانيدن موسى به مادرش حقّ است .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
و لكن بيشتر مردم ، با بيشتر قوم فرعون نمىدانند ، كه وعده‌ى خدا حقّ است ، يا آنان داراى علم نيستند .
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ
و چون به كمال بلوغ رسيد « 1 » .
وَ اسْتَوى
برخى گفته‌اند منظور از ( بلوغ اشد ) رسيدن به سى و سه سالگى است و مقصود از استوا رسيدن به چهل سالگى ، يا مراد از بلوغ اشدّ شدّت تمام قوا و اعضا و رسيدن آنها و به حدّى است كه شايسته‌ى آن بايستى به آن حدّ برسد كه اوّل آن زمان هيجده سالگى است .
آتَيْناهُ حُكْماً
به او دقّت در عمل داديم به نحوى كه ديگران از آوردن مثل عمل او عاجز بودند .
وَ عِلْماً
علم عظيم و بزرگ داديم ، چون تنوين براى تفخيم است .
هامش
( 1 ) . البته در سوره‌ى انعام بيان معانى « اشد » گفته شد .