نمىكرديم رازش را فاش مىكرد ، ولى ما در او را محكم كرديم تا ناراحت نشود ( در فراق موسى مضطرب و نگران نشود ) .
لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
تا از مؤمنين باشد كه وحى و صدق وعده را تصديق كند ، يا مقصود اين است كه از مؤمنين به خدا باشد .
وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ
مادر موسى عليه السّلام پس از آن كه او را به دريا انداخت و سه روز گذشت چنانچه در خبر آمده است به خواهر موسى گفت :
قُصِّيهِ
به دنبال موسى برو و داستان او را پيگيرى كن تا ببينى حال او چگونه است ؟ و بر سر او چه آمده است ؟ و به او چه شده است ؟ پس او به قصر فرعون رفت .
فَبَصُرَتْ بِهِ
موسى را
عَنْ جُنُبٍ
از دور ديد و زير نظر گرفت .
وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ
و فرعونيان نمىدانستند كه او خواهر موسى عليه السّلام است ، يا نمىدانستند كه او از دور نگاه مىكند .
وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ
سه روز قبل از آمدن خواهر موسى شير هر دايه را بر او حرام كرديم چنانچه گذشت و به همين جهت فرعون به شدّت اندوهناك شد .
فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ
خواهر موسى عليه السّلام گفت : آيا دوست داريد شما را به دايهاى راهنمايى كنم كه شير او را بخورد و با مهربانى او را تربيت نمايند ؟ گفتند : بلى .