قالَ
موسى گفت :
هذا
اين جنگ و نزاع ، با شتاب در قتل او يا اين كافر
مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ
از كار شيطان است و شيطان دشمن بنىآدم است .
مُضِلٌّ مُبِينٌ
شيطان گمراهكنندهى آشكار است و لكن قول خداى تعالى :
قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
دلالت مىكند بر اين كه مقصود موسى عليه السّلام اين است كه كشتن آن مرد كه از من صادر شده كار شيطان است .
و اين معنا منافات با اعتقاد شيعه و عصمت انبيا عليهم السّلام ندارد زيرا انبيا عليهم السّلام معصوم از گناهان هستند .
نه از ترك اولى و به عبارت ديگر : انبيا معصوم از گناهانى هستند كه نسبت به غير آنان گناه است ، نه از گناهانى كه نسبت به خود انبيا گناه محسوب مىشود ، چه حسنات و نيكىهاى ابرار و نيكان گناهان و سيّئات مقرّبين است و توبهى انبيا عليهم السّلام از التفات و توجّه به غير خدا مىباشد .
پس جاى تعجّب نيست كه موسى عليه السّلام تعجيل در كشتن كسى را كه مستحقّ قتل است بدون ملاحظه مفاسد مترتّب بر قتل براى خودش گناه حساب كرده و از آن استغفار نمايد و نسبت ظلم به خودش بدهد ، با اين كه او مستحقّ قتل بوده و پس از آن كه از استغفارش فارغ شد و براى ترك اولى استغفار نمود نظر به قوّت و نيرويش كرد و گفت :
قالَ رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ
پروردگارا نعمتى كه به من دادى و آن قوّت و نيرويى است كه توانستم با مشت كسى