« ضرب » صرفش يعنى دگرگون كرد او را و يا رأيش را ، يا از « افك فلانا » يعنى او را دروغگو قرار داد .
أَثِيمٍ
گناهكار يعنى شياطين با توجّه بر وفق وجود و ذاتى كه دارند دروغگو و از راه مستقيم منحرفند و وارونه سران دگرگون گشته و تنزّل يافته از مقام انسانى كه نازل نمىشوند ( شياطين ) جز بر دروغگوى گناهكار كه بيرون از وجود خود بر فطرتش قواى وجوديش را صرف مىكند از حقّ و استقامت براى لزوم سنخيّت بين نازل و منزول و گناهكار « اثيم » افعالى را انجام مىدهد كه بر مقتضاى صراط مستقيم انسانى نيست .
يُلْقُونَ
شياطين القا مىكنند فرا مىدهند
السَّمْعَ
گوش را ؛ يعنى صعود مىكنند به سوى آسمان براى استراق سمع از ملائكه و از ايشان مىشنوند و سپس بر هم سنخها و هم جنسهاى خودشان از انس و جنّ نازل مىشوند و آنها را باخبر مىسازند .
وَ
ليكن
أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ
و بيشترين آنان دروغگو هستند . پس آنچه كه مىشنوند ، اگر چه ظاهرى شبيه به حقّ داشته باشد وقتى كه سخن حقّ به آنها و گوشهايشان رسيد و موقعى كه در آن گوشهاى آنها داخل شده و ريشه يا بى كنى مىبينى كه از وجههى حقّانى برخوردار نيست و باطل است ؛ پس وجود آنها همانند آيينهى معوّجى هست كه هر چه در آن ديده شود خلاف