صورت حقّ جلوه دادهاند با هنر نوپردازى و تزيينات نقل شعرى بنابراين اسم شعر و شاعر تداعى همان معنا را در ذهن به بار مىآورد .
و از انواع آن است قياسات شعرى و وهمى براى قياسهاى وهميّهى باطله كه با آرايش ظاهر كلام آن را به صورت حقّ صادق در انظار جلوهگر نمودهاند .
و از آنجا كه قرآن داراى وجوه گوناگون به حسب طبقات مردم است و اراده مىشود از آن هر وجهى به حسب طبقات مردم و مراد از حمل بر وجوه احسن همانطور كه در بحث مقدّمات حمل بر احسن وجوه الاضافىّ گذشت تفسير اين قول خداى تعالى : و الشّعراء
يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ
شاعران را گمراهان پيروى مىكنند ؛ به كسانى كه كلام منظوم مىآورند ؛ صحيح خواهد بود .
همانطور كه نقل شده است مراد شعراى عرب است كه با آوردن اباطيل و كذب ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را هجو مىنمودند « 1 » در حالى كه
هامش
( 1 ) البراء بن عازب : قيل : يا رسول اللّه ان أبا سفيان بن الحرث بن عبد المطلب يهجوك فقام ابن رواحة فقال يا رسول اللّه ائذن لى ، قال انت الّذى تقول ثبّت اللّه ؟ قال : نعم يا رسول اللّه قلت :ثبّت اللّه ما اعطاك من حسن * تثبيت موسى و نصرا مثل ما نصراقال صلّى اللّه عليه و آله : و انت يفعل اللّه بك مثل ذلك .
براء بن عازب مىگويد : به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عرض شد كه أبو سفيان بن حرث بن عبد المطلب شما را هجو مىكند ؛ پس ابن رواحه برخاست و عرض كرد : اى رسول خدا