التّعلق است و اگر تعلّق به خليفهى الهى نداشته باشد دل به ديگران مىبندد از مظاهر شيطان و هواهاى نفسانى ، آرزوهاى دراز ؛ و دين در واقع با بيعت و اقتدا و فرمانبرى تعلّق به خليفة اللّه دارد .
و هر كس كه به خليفهى الهى تعلّق داشته باشد لامحاله رهايى يافته ؛ و غير او داخل در اميدواران امر الهىاند و لذاست كه همهى انبيا عليهم السّلام در ابتداى تبليغشان امّت را به اطاعت و فرمانبرى خود امر مىفرمودند .
وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ
براى تبليغ چيزى به عنوان
مِنْ أَجْرٍ
پاداش و مزد نمىخواهم تا مرا متّهم كنيد بر آن و به واسطهى آن مرا تكذيب نماييد .
پس به راستى كه كار اگر براى خدا نباشد در جهت نفسانىّ خواهد بود كه امر نفسانى خالى از خواستهاى نفسانى و شهوات دنيايى نخواهد بود .
إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ
پاداش من جز بر پروردگار جهانيان نيست . پس از خداوند پروا و از من پيروى كنيد .
دستور به تقوا و طاعت را براى اهتمام بر اين امر كه هيچ غايتى براى رسالت بلكه براى انسانيّت جز آن نيست تكرار نمود .
و به دليل اينكه اوّلا مترتّب بودن اطاعت و تقوا بر شناخت