توجّه به سوى حضرت حقّ و توجّه به سوى كثرات بوده و ميانهرو باشد ؛ به طورى كه هيچ كدام از توجّه به كثرت و توجّه بر وحدت بر ديگرى پيشى نگيرد .
و خطايش خارج شدن از رعايت توسّط و ميانهرو بودن با ميل و گرايش بر يكى از دو جهت مىباشد « 1 » .
نسبت دادن خطا بر خودشان و تضرّع بر درگاه خداوند تعالى و تقاضاى مغفرت از او ، پناه بردن بر خداوند از عذابش و اظهار ترس و خوف از او از انبياء عليهم السّلام نيز صحيح است .
پس حاجتى براى اينكه در صدد توجيه آيهى شريفه و تصحيح و تأويل نسبت حضرت ابراهيم عليه السّلام در خصوص نسبت دادن خطا باشيم وجود ندارد .
چرا كه هرگاه كه محبّ از اوصاف محبوب خود ياد مىكند تصوّر شمايل او شدّت يافته و سوزشش بيشتر مىشود ؛ قدرت تصوّرش به حدّى فزونى مىيابد كه ممكن است خود را متمثّل محبوب يا محبوب را به شكل و شمايلى كه دارد در پيش خود ببيند . غيبتش را به حضور مبدّل ساخته و مسافت يا ساير مقولههاى مانع سر راه را درنوردد .
هامش
( 1 ) . از آن در اصطلاح به عنوان ترك اولى ياد مىشود و اين ترك اولى از پيامبران الهى نيز سر مىزند .