أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها
آنگاه كه به پدرش و قومش گفت كه :
شما چه مىپرستيد ؟ گفتند : بتانى مىپرستيم و در پناه و سايهء آنها هستيم براى بندگى در برابرشان
عاكِفِينَ قالَ
و در خدمت آنها معتكفيم ( ابراهيم ) گفت :
هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ
آيا مىشنوند يعنى گفتار شما را
إِذْ تَدْعُونَ
آنگاه كه مىخوانيدشان يعنى مىخوانيد آنها يا چيزى از آنها يا غير از آنها را به طور مطلق مىشنوند ؟
أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ
يا با عبادتى كه مىكنيد آيا ( بتها ) براى شما سودى دارند ؟
أَوْ يَضُرُّونَ
يا زيانى دارند با ترك عبادتى كه مىكنيد ؟
و در اين احتجاج دليلى وجود دارد بر اينكه هر كس كه براى خود دينى را اخذ كرد لا بدّ براى خود دربارهى آن بايستى حجّت و دليلى از برهان شهود و عيان برگزيند .
و جائز نيست كه انسان از راه تقليد بدون دليل مثل كورها دينى برگزيند كه برهان و دليلى بر آن نمىداند .
و مشركان چون دليل ، حجّت و برهانى نداشتند به توسّل بر تقليد روى آوردند .
و
قالُوا
: گفتند : نه ، اين كه گفتى ؛ چنين نيست
بَلْ وَجَدْنا آباءَنا كَذلِكَ يَفْعَلُونَ قالَ
بلكه پدرانمان را يافتيم