( ادّعاى ) گناهى هست لذا مىترسم كه مرا بكشند .
بعد از اينكه استعفا نمود و هارون را معيّن كرد براى رسالت وجه ديگرى براى استعفا بيان نمود .
قالَ كَلَّا
فرمود : چنين نيست ؛ با اين بيان از استعفاى او رادع ( و مانع ) گرديده و گويا بعد از قول كلّا سؤال موسى عليه السّلام در خصوص معاونت هارون و اجابت آن از جانب خداى تعالى كه گفت : پس پروردگارا وزيرى برايم از خويشانم قرار ده هارون برادرم را كه با آن زور بازويم را قوّت داده و او را در امر من شريك نما كه تو را بسيار تسبيح گفته و بسيار ( ياد آور ) تو باشيم پس خداى تعالى فرمود : خواستهات را اجابت كردم .
فَاذْهَبا بِآياتِنا
معجزات ما را ( همراه ) ببريد ؛ منظور آيات نهگانه يا احكام و شرايع ما را با خود ببريد و نترسيد .
إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمِينَ
ما خود همراه شما شنوا هستيم به سوى فرعون برويد و بگوييد ما پيامبر پروردگار جهانيان هستيم .
لفظ رسول را به دليل مساوى بودن مذكّر و مؤنّث واحد و اكثر در فعول به معناى فاعل و فعيل به معناى مفعول به صورت تثنيه نياورد .
يا براى اشاره نمودن بر اين امر كه رسالت يكى است و