قالَ فَعَلْتُها إِذاً
گفت : آن كار را در هنگامى كردم ؛ و ليكن آنطورى كه تو نسبت دادى كافر نيستم براى اينكه من موحّد هستم ( خدا را به يگانگى مىپرستم ) ، بر نعمتهايش عارف و شاكرم و آن شخص را چون استحقاق داشت كشتم .
وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ
كه از سرگشتگان بودم .
يعنى گمراه شدم از طريقهاى كه داشتم و بر مبناى آن در صدد سير و سلوك بودم .
يا از طريق توحيد گمراه بودم در حالى كه طالب آن بودم يا اينكه از راه حسن تدبير با دشمنان و مداراى با آنان گمراه بودم .
فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ
آنگاه چون از شما ترسيدم و گريختم ، به سبب گمراهى از طريق مدارا و كشتن مرد قبطى بر خود ترسيدم ؛ بنا به آنچه كه به من رسيد كه مردمان تو در تعقيب من هستند .
فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً
سپس پروردگارم به من حكمت ( نبوّت ) بخشيد . بدون اينكه از كسى كسب نمايم و يا كسى در اين راه مرا يارى نمايد .
وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ
و مرا از پيامبران گردانيد بر مبناى فضل و احسان محض خود بدون اينكه عملى كرده باشم .
بعد از ادّعاى موسى عليه السّلام نسبت به رسالت خود از جانب