وَ
در حالى كه خودشان يا بارهايشان را حمل مىكنند .
عَلى كُلِّ ضامِرٍ
چون اطراف مكّه بيابانهاى دور و خالى از آب و علف بود و هر اسب يا شتر يا قاطر يا الاغى كه به مكّه مىآمد شكمش داخل مىرفت و به پشتش مىچسبيد آن را با لفظ « ضامر » ادا كرد .
چون آنانى كه به حجّ مىآمدند همهى افرادشان نمىتوانستند همهى مركبهاى چهارپا را كه در عالم موجود است سوار شوند و به آنجا بياورند و لذا « ضامر » را با لفظ
يَأْتِينَ
توصيف كرد ، يعنى آن مركبهاى چهارپا كه صاحبانشان قصد مكّه را دارند ، به سمت مكّه مىآيند .
مِنْ كُلِّ فَجٍّ
از هر راه وسيع ، « فجّ » در اصل راه وسيعى است كه بين دو كوه واقع شده باشد و لكن لفظ توسعه داده شده و در مطلق راه استعمال شده است .
عَمِيقٍ
دور كه مقصود از هر راهى است كه در اطراف مكّه باشد ، نه در عالم اين تقييدها خلاف ظاهر آيه است ، ولى جهت تصحيح تنزيل آيد لازم است .
چون ظاهر آيه چنين است : به همهى مردم اعلام كن .
زيرا الف و لام در مثل « النّاس » جز براى استغراق نمىباشد ، كه همهى مردم به صورت پياده و سواره بر حيوان