و هر كس كه اين ندا را شنيد با گوش ملكوتىاش شنيد و همهى مردم قبل از اين عالم در عوالم عالى از عوالم ملكوت و جبروت از نفوس و عقول بودهاند .
پس هر كس كه با گوشهاى ملكوتى ندا را شنيد جواب داد و هر كس نشنيد و نسبت به آن ندا كر بود جواب نداد و در اين عالم حجّ انجام نداد .
بنابراين تفسير اصلاب رجال و ارحام زنان به عوالم عاليه از عقول و نفوس جائز مىشود و وجود مردم در صلبها و رحمها كنايه از وجود اجمالى آنان در عقول و نفوس مىشود بدون تفصيل و تميز .
روايت شده وقتى كه ابراهيم و اسماعيل مأمور به بناى خانه شدند و بناى آن را تمام كردند ، ابراهيم بر پايه و ركنى نشست ، سپس ندا سر داد كه : « هلمّ الحجّ » ( بيا براى حجّ ) پس اگر ندا مىداد « هلّموا الى الحجّ » ( بياييد براى حجّ ) به صورت جمع كه شامل همه مىشد عمل حجّ انجام نمىداد مگر كسى كه در آن روز انسان باشد و مخلوق .
ولى ابراهيم گفت : « هلمّ هلمّ الحجّ الحجّ » بدين ترتيب همهى كسانى كه در اصلاب مردان بودند جواب مثبت داده و گفتند : لبّيك داعى اللّه ، لبّيك داعى اللّه ، پس آنكس كه ده بار لبّيك گفت ده
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٧٧