سر فيل مىزنند .
مِنْ حَدِيدٍ
و آن گرزهاى آهنين است تقييد به « حديد » آهن جهت تصريح به اين است كه « مقامع » جمع « مقمعه » است نه « مقمع » .
كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها
هرگاه خواستند از آتش يا از عمود آهنى خارج شوند ، يعنى از عذاب آنان خارج شوند .
مِنْ غَمٍّ
قصد خروج آنان از غم و اندوه است نه از شوق ، زيرا اگر شوق داشتند و قصد خروج به مراتب عالى را داشتند كه به طور حتمى خارج مىشدند ، چون افسار شوق آنان را مىكشاند و در آتش وانمىگذارد .
أُعِيدُوا فِيها
با همان عمودهاى آهنى دوباره به سر جاى خود برگردانده مىشوند .
وَ
و به آنان گفته مىشود :
ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ
عذاب آتش سوزان و سوزاننده را بچشيد ، بنا بر آن كه « حريق » اسم مصدر يا وصفى باشد كه مذكّر و مؤنّث در آن مساوى است ، يا مقصود عذاب آب داغ سوزان است .
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
آنان كه ايمان به خدا آوردند و نيكوكار شدند البتّه خدا همه را در بهشتهايى داخل گرداند ( و الذين آمنوا و عملوا الصالحات