« أ لم تر » عطف شده است .
وَ كَثِيرٌ
ابتداى كلام است ، بنا بر اينكه
« كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ »
از قبيل عطف مفرد باشد ، يا تكرار و تأكيد اوّلى است .
حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ
خبر مبتداى اوّل « كثير » يا مبتداى دوّم است ، كه آنان سزاوار عذابند .
وَ مَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُكْرِمٍ
جملهى معطوفه يا حاليّه است كه هر كه خدا خوارش بدارد هيچ كس گراميش ندارد .
إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يَشاءُ
اين جمله در مقام تعليل است و ( در سورهى بقره ) در تفسير قول خداى تعالى :
وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ
بيان تامّ اين آيه گذشت كه چگونه خدا هر چه بخواهد همان را مىكند ؟
هذانِ خَصْمانِ
اين دو گروه ( مؤمن و كافر ) كه در دين خدا با هم به جدال برخاستند مخالف و دشمن يكديگرند مستأنف است و جواب سؤال مقدّر ، گويا كه گفته شده : چگونه است حال كسى كه در خدا و مؤمنين جدال مىكند ، مؤمنينى كه كفّار با آنان دربارهى خدا مجادله مىكنند ؟
پس فرمود : اين دو گروه مؤمن و كافر مخالفت و دشمن يكديگرند .
لفظ « خصم » در اصل مصدر است كه بر مؤنّث و مذكّر و تثنيه و جمع اطلاق مىشود ، يا وصف است و اينچنين است ، گاهى