مردم خدا را عبادت مىكنند در حالى كه مشتمل بر كسب دنيا و خيرهاى بدنى در عبادتش باشد ، يعنى عبادتش را وسيلهى دنيايش قرار مىدهد .
پس اگر به دنيايش رسيد آرام مىگيرد و مطمئن مىشود و گرنه از خدا روى برمىگرداند .
خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
چنين كسى در دنيا و آخرت زيانكارست .
لفظ « خسر » به معناى اين است كه گمراه شد و مغبون گشت ، به كمتر از سرمايهى اصلى فروخت ، درمان كم شد و ناقص شد ، و « خسر » در اين معناى اخير مثل « اخسر » است و نصب
الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ
بنا بر ظرفيّت است در همهى اين معانى ، يا بنا بر ظرفيّت است در غير معناى اخير و در معناى اخير مفعول به است .
يا بنا بر تشبيه به مفعول به است در همهى معانى ، يا در غير معناى اخير مانند « حسن الوجه » است با نصب « الوجه » خسران او در دنيا به اين است كه عمرش را كه كالاى با ارزش و گرانبهايى است بدون عوض تمام كند .
زيرا عوض در دنيا لذّت بردن از مناجات خدا ، فارغ و خالى شدن قلب از چيزهايى است كه او را مشوش مىكند و طهارت و