و لفظ « ظلام » مانند تمّار براى نسبت است نه براى مبالغه .
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ
بعضى از مردم كسى است كه خدا را به ظاهر مىپرستد .
« حرف » به معناى طرف و كنار است ، خداوند عابد را كه در امرش شكّ مىكند و در عبادتش متزلزل است به جنگجويى تشبيه كرده كه عازم بر قتال نيست ، شككننده و متزلزل از پيروزى است كه بهطور دايم كنارى مىايستد و در كنار سربازان و در يك طرف آنانست كه اگر فتح و غلبهاى بود با سربازان راه مىافتد و موافق آنان مىشود و گرنه فرار مىكند .
و صحيح است تفسير آيه به كسى كه در خدا شكّ مىكند ، يا به خدا اقرار كرده و در محمّد صلّى اللّه عليه و آله شكّ مىكند .
و به كسى كه در امرش متزلزل است و بر حسب دنيايش مترصّد خير و شرّ است .
چنانچه فرمود :
فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ
اين رو هرگاه به نعمتى رسد اطمينان پيدا كند و اگر به شرّ و آفتى رسد از دين خدا رو برگرداند .
مقصود از خير ، خيرهاى بدنى و مقصود از شرّ ، شرور بدنى است ؛ و ممكن است مقصود از « حرف » كسب باشد ، يعنى بعضى از