نگهدارند و مىبخشند به كسى كه حقّ آن بخشيدن است و منع مىكنند از كسى كه بايد منع كنند .
زيرا كه تقييد به عدم اسراف و اقتار مفيد همين معناست ، زيرا كه عطا كردن و بخشيدن به غير مستحق اسراف است اگر چه از زيادى مال باشد و منع كردن و نبخشيدن به مستحقّ اقتار و بخل است اگر چه از اصل مال باشد .
و از اين علامت وجه اضافهى « عباد » به « رحمن » نه به ساير اسما استفاده مىشود ، زيرا خداى تعالى با رحمت رحمانىاش به هر كس و هر چيز به مقدار استعداد و استحقاقش مىبخشد .
وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً
و ميان اسراف و بخل عدل يا معتدل يا ميانهروى است .
وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ
و بندگان خدا كسانى هستند كه با اللّه خداى ديگرى را فرا نمىخوانند ، نه با زبان قال و نه با زبان حال ، چون كسى كه سكينه و آرامش بر او نازل شده به نحوى كه مالك آن باشد ديگر براى او جهت دعوتى جز خدا نمىماند .
وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ
نفسى را كه خداوند كشتن آن را حرام كرده نمىكشند ، نه در عالم صغير و نه در عالم كبير بر خلاف كسى كه بندهى رحمان نشده است ، خواه بندهى شيطان باشد يا بندهى غير رحمان از اسماى خداى تعالى ، كه او در