در صف بندگان
بندگان خدا كسانىاند كه با آرامى در زمين راه مىروند .
در اين آيه خداى تعالى خواست علامتهاى مقام عبد بودن را بيان كند تا سالكين الى اللّه به آنچه كه از تجليّات غيبى ظاهر مىشود مغرور نشوند و گمان نكنند كه آنان و اصل شدهاند و از انانيّت و اسارت نفس خارج گشتهاند و مقام عبد بودن و حضور را تحصيل نمودهاند .
زيرا كه مقام عبديّت براى سالك حاصل نمىشود مگر در صورتى كه از انانيّتش خارج شود و فعل و صفتى جز از جانب خداى تعالى نبيند .
و پايينترين مراتب اين مقام بر حسب ظهور در مظاهر اين است كه سكينه و آرامش الهى بر سالك فرود آيد و آن را مشاهده نمايد ، نه آن طور كه مباين مباين را مشاهده كند ، نه آنطور كه محلّ حال را مشاهده كرده و خبر از حلول دهد و نه آنطور كه متّحد متّحد را بيند كه خبر از اتّحاد دهد ، كه هيچ يك از اين حالات از مقام عبد بودن نيست ، بلكه مقام عبد بودن اين است كه بر او سكينه و آرامش مالك و محيط باشد به نحوى كه براى عبد فعل ، صفت ، ذات ، اراده و شعورى باقى نماند .
و لكن مقام حلول و اتّحاد نمونهاى از مقام عبديّت و مخبر