مقصود لطيفههاى نبوى و ولوى باشد كه كليّات آن در دوازده حصر شده و جزئيّات آن منتهى به حدّى مىشود كه بر حسب اصول و امّهات به يكصد و بيست و چهار هزار محدود مىشود يا يكصد و بيست هزار يا يكصدهزار .
ممكن است مقصود انبيا و اوليا عليهم السّلام باشد كه آنان به سبب تعلّق و وابستگيشان به بدنهاى زمينى اركان زمين هستند و به سبب تجرّد ذاتيشان از زمين طبع اركان آسمان هستند .
ممكن است مقصود جهات فاعلى زندهكننده ، ميراننده ، افاضهكنندهى روزى و افاضهكنندهى علوم باشد كه از آن به اسرافيل ، عزراييل ، ميكاييل و جبراييل تعبير مىشود ، چون جميع خيرات و خوبيها كه در عوالم منتشر است منوط به برجهاست به هر معنا كه باشد خداى تعالى خودش را در اين جعل به كثرت بركات مدح كرده است .
وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً
لفظ « سراجا » « سرجا » نيز خوانده شده است ، بنا بر قرائت مفرد ( سراج ) مقصود از آن آفتاب است و بنا بر قرائت جمع ( سرج ) مقصود همه ستارگان است كه خودشان روشن هستند .
وَ قَمَراً مُنِيراً
مناسب با قرائت مفرد ( سراج ) اين است كه بروج عبارت از ستارگانى باشند كه خودشان روشن هستند ، و مقصود از سراج بر حسب تأويل لطيفهى ولايت است كه خودش