بذاته روشن است ، و مقصود از قمر لطيفهى نبوّت و رسالت است كه نور خود را از ولايت مىگيرد .
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ
نفرمود : « و تبارك الّذى جعل اللّيل » و نفرمود : « الّذى جعل اللّيل » تا « تبارك » مقدّر باشد ، زيرا همانطور كه ذكر كرديم همهى خيرات و خوبيهاى عالم به بروج منوط است ، بر خلاف تعاقب شب و روز كه آن دو اگر چه موجب خيرات عالماند ، ولى هر دو آلت بروز خيرات بروج در عالم هستند .
پس گويا كه فرموده است :
« وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ . . . »
وَ النَّهارَ خِلْفَةً
شب روز را پشت سر هم قرار داد تا بركات و خيرات برجها بروز كند ، يعنى هر يك از شب و روز را بدل ديگرى قرار داد .
تا آنجا كه اگر كارى از كسى در يكى از آن دو فوت شود در ديگرى قضا مىكند .
يا مقصود اين است كه هر يك از شب و روز را پشت سر ديگرى قرار داد ، يا هر يك را در كيفيّت روشنايى ، تاريكى ، سرما و گرما مخالف ديگرى قرار داد .
لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً
شب و روز دو نعمت بزرگ براى انسان هستند ، زيرا جميع مصالح معاش و زندگانى انسان ، بلكه جميع مصالح معاد و معاش انسان منوط به