گستردگى وجود است و تسبيح خدا جز تحميد او نيست ، چنانچه در اوّل سورهى فاتحه گذشت كه تسبيح خدا سلب نقايص و حدود از خداست و سلب حدود جز سلب سلب نيست كه به گستردگى و سعهى وجود برمىگردد .
و مقصود از تسبيح رسول صلّى اللّه عليه و آله جز تسبيح فعلى نيست كه آن عبارت از خارج شدن از جميع حدود و فانى شدن از افعال ، صفات و ذات خود است ، يعنى نظر به حدود خود و حدود غير خودت و گناهان آنان نكن كه خداوند آنان را در حدود و گناهان مىگرداند و طبق استحقاقشان به دانان پاداش و جزا مىدهد .
وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً
و همين آگاهى خدا به گناه بندگان كافى است ، احتياجى به نظر تو به سوى آنان نمىباشد .
الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
اين جمله بدل يا صفت «
الَّذِي لا يَمُوتُ
» يا خبر مبتداى محذوف است ، يا مبتداست كه خبر آن « الرّحمن » يا « فاسئل » است .
وَ ما بَيْنَهُما
آنچه كه بين آسمانها و زمين است از ملايكه و مواليد .
فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمنُ
در شش روز ( شش مرحله يا دوره ) و سپس بر عرش استيلا يافت اين آيه با تمام اجزا در سورهى اعراف گذشت .
و در آنجا چگونگى آفرينش آسمانها و زمين در شش